ثمره ی عشق ما امیررضاثمره ی عشق ما امیررضا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
مامان عاطفهمامان عاطفه، تا این لحظه: 37 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | وبلاگ امیر رضا رحیم زاده| نی نی ناز

می می خوردن به سبک 2014

1392/10/18 23:39
384 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل باقالیه مامان.

امروز برای اولین بار در طول 5ماه و 23روز زندگیت رفتی کلاله ...از گنبد تا کلاله 40دقیقه راهه.

چون صبح زود بیدارت کردم تو ماشین خوابت برد و وقتی رسیدیم بیدار شدی

اونجا مثه همیشه خیلی اقا بودی و میخندیدی و دلبری میکردی فدات شم.

تو ماشین بابایی ازت عکس گرفت:

خوب عزیز دلم قراره خاطراتی ک به شما ربط داره رو اینجا بنویسم،راستش من خیلی مراقبتم اینو میگم که یه وقت فک نکنی من مامان بی خیالی ام .خونه صالحه جون یه اتفاقی افتاد که خدا واقعا به شما و من رحم کرد...داشتم لباستو تنت میکردم بلند شدم تا جورابتو بیارم که یه دفعه دیدم دختر دوستم داره میز عسلیه کوچیکو که پایینشم فلزیه میاره سمت شما.......من اینجور مواقع خیلی هول میشم و نمیتونم تکون بخورم داد زدیم و گفتیم ملیکا و دقیقا میز عسلی بالای سرت بود و با سر کوچولوت شاید بگم نیم سانت فاصله داشت.ملیکا هم ک انگار نه انگار ررررررررررررررررررررررر،و من نمیدونم چه جوری پریدم وتورو کشیدم و خدا رو شکر به سرت نخورد.عزیزم تو اگه خدایی نکرده کاریت بشه من میمیرم.

خوب بگذریم.

اسباب بازی های جدید شما گلم:

جوجو که خعلی دوسش داری و بند کلاهت!

عزیزم کارهای جدیدی ک تقریبا دو سه روزی میشه انجام میدی،

اولیش در مورد مدل جدید می می خوردنته،همیشه دراز میکشم و به پهلو میشم و بهت می می میدم،ولی دو سه روزی میشه ک شما بلا دمر میشی و میخزی به سمت می می و اینجوری می می میخوری...واقعا جالب و خنده داره...تا الان دمر شیر خوردن ندیده بودم که دیدم.و یا به همون حالت دمرخیلی نااز سرتو میذاری رو بازوم و شروع به خوردن میکنی.ما  بینشم آغو میکنی و بووو بووو.خیلی خوشم میاد نفسم

دوم اینکه بو بووووو کردنت در حدیه ک باید بنویسم بوووووووووووووووووووووووووووووووووو نه بوو!!هههه

به قول بابایی که میگه بسه دیگه شورشو دراوردی.

سوم اینکه چهره تو یه جور ناز میکنی و میگی سیسسسسسسس.خیلی جالبه و منم همش تا میبینمت یا تو به من میگی سیسسس یا من به تو.

چهارم جیغ زدنهات به قدری شده که نمیفهمم از رو خوشالیه یا ناراحتی!میخندی و جیییییییییییییییییییغ.

پنجم خوابیدنته...شبا برقو ک خاموش میکنم و به پهلوت میکنمت ک شیر بخوری تو خواب  دمر میشی و شیر میخوری و پاهاتم در همون حالت پایین بالا میدی.واقعا خوابی چون چشات کاملا بسته ست.خودت تو خواب میچرخی دمر میشی و غر غر میکنی،و امروز ساعت 8 دیدم شما برعکس شدی و بجای اینکه سرت کنار سرم باشه سرت جای کمرمه...

راستی گل نازم فردا سه نفری میریم جایی عکساشو میذارم برات

 

اینجا هم تلاش میکنی تا گربه رو بگیری:

عاشق پرده ی خونه ای و با روروئکت میدوی و میری سمت پرده،البته برای گرفتن پرده نمیری اونجا یه مجسمه اونجاس میری تا اونو بگیری و بعد پرده رو میبینی و بازیت شرورع میشه نفسم:

اینم شما و کدو لوایی خوردن،تو میوه گیرته اصلا دوس نداری ولی خیلی برای نمی نی ها خوبه

وقتی با بابامحمود چای میخورم شما اینطوری حمله ور میشی به سمت لیوان دستم:خطرناکه جوجه

خوب پسر نازم میشه بگی کی گواهینامتو گرفتی؟؟؟

اینا هم یه روز که با تو غرق بازی بودم گرفتم:

این تل خوشگلو شما هدیه دادی به نی نیه عروس عموی بابایی(بهار)

 

 

 

امیررضا منو و بابا محمود خیلی دوست داریم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

مامان ایلیا(آرزو)
19 دی 92 17:11
سلام گلم خوبین ؟ببخشید دیر جواب دادم آخه پسرم 5 روز تموم تب شدید کرد حالش خیلی بد بود مواظب امیررضا باش ویروس بود ماشالا جیگر شده پسرتو بوس محکمش کن از بابت اون مطلبی که گذاشتی ممنون اجرا کردم .
مامان ایلیا
20 دی 92 0:50
سلام عاطفه جون مرسی چشمات قشنگ میبینن هزار ماشالله امیر رضاجون روز به روز داره فرق میکنه و خوشگل تر میشه و شیرین تر. حتما براش اسپند دود کن شال و کلاهشم خیلی خوشگله. راستی من برای آتلیه ایلیا خودم پاپیون بردم ولی بعضی از آتلیه ها دارن. ایشالله که عکساش مثل خودش یکی از یکی خوشگل تر میفته..
مامان شایان
20 دی 92 0:52
وای خدا بهش رحم کرده.یه لحظه تنم لرزید.مواظب امیررضا جون باش.شایان من که سرما خوردبا اینکه خیلی مراقبت میکردم
رستا
21 دی 92 1:45
سلام عاطفه جونم قربونت برم من که این همه به یادمون بودی عزیزم مرسی واااای امیررضا عشقممممممم چه قدی کشیدی نازنین پسر خواله باور میکنی عاطفه تا الان اصلا نتونستم سایت بیام و اولین وبلاگی که اومدم پیش شماها بود؟ خیلی بزرگ و خوشگل شده ماشالا ابروها و لباشو واااای خیلی نازه و موشه این ناز پسر خیلی دوست داره عسل رستاااااااااا
مامان بهاره مامان امیرمحمد
21 دی 92 13:10
وای خاله جون چه شال و کلاه خوشگلی چقدر بهش میاد نازنازی خاله بهاره دورت بگرده یه بوس آبدار
مامان بردیا شیطون
21 دی 92 15:54
قربونش برم ماشالا هر روز خوشگل تر میشی بلا مامانی اسپند یادت نره بردیا هم الان اونجوری می می میخوره ببوس این گل پسر رو دوست دارم بخورمش
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
چه جالب مثه هم می می میخورن این کوچولوها
شکوفه
21 دی 92 18:38
سلام عزیزم.ماشالا جوجو بزرگ شده. خدا حفظش کنه انشالا.
خاله
22 دی 92 18:09
خدا حفظت کنه......................
خــالـه هـانی
23 دی 92 23:55
سلام مامانی خوبییییییییییییییییییییییییییییی ای جانممممممممممم چقدر ناز شده فداش شم من توام که تا من نیام تو نمیاییییییییییییییییییییییییییی
مهین
4 بهمن 92 10:47
خدا رحم کرده وایییییییییییییی چیکار کردی مامانی!!!ایشالا خدا همیشه حافظ و نگهدارش باشه.
مهین
4 بهمن 92 10:48
به این عکسای ناز و با عشوه فقط میتونم بگم ماشالا ماشالا ماشالا ماشالا ماشالا ماشالا